شنبه ۱۰ ژانویهٔ ۲۰۰۹

قانون استانداردها


میگن آدمیزاد همیشه چیزهای بیشتر و بهتر می خواد و هیچ وقت قانع نمیشه.
اما من میگم، مهمتر از درستی یا درست نبودن این جمله این هست که هر آدمی یک استانداردی در هر زمینه خاص دارد.
وقتی به آن استاندارد رسید، آن وقت است که می تواند در مورد آن موضوع آرام بگیرد و به رضایت برسد. نکته مهم درباره این استاندارد این است که هر استاندارد در هر فردی دارای سطح متفاوت بوده و افراد به طور کلی دارای سطح‌های استاندارد بالا و پایین در مورد مسائل هستند.
نمود بارز در مال و ثروت است که وقتی به حدی از مال و ثروت و سرمایه رسید آن وقت می تواند از بابت آن آسایش داشته باشد.
البته این فقط مربوط به مال و ثروت نیست، بلکه تقریبا در همه زمینه‌ها مصداق دارد.
مثلا در مورد تحصیلات، بعضی ها با لیسانس آرام می‌گیرند و دیگر بعد از آن دغدغه تحصیلات ندارند و بعضی‌ها با فوق و بعضی ها با دکترا و یا حتی با چند دکترا.
در مورد روابط اجتماعی، درجه اجتماعی و تعداد دوستان هم همینطور، و همینطور تعداد کتابهای کتابخانه هر شخص، موضوعات مورد علاقه، سفر به کشورها و شهرهای مختلف، پست و مقام در محل کار، درصد یادگیری کتابی که مطالعه می کند، نمره در امتحان و ...

من چون این موضوع را خیلی قبول دارم آن را به صورت قانون در می‌آورم:

هر آدمی در هر زمینه‌ای یک حد استاندارد خاص دارد که با رسیدن به آن به تعادل و آرامش در آن زمینه دست می‌یابد.

با شناسایی این استانداردها در خود می‌توانیم دید بهتری از موقعیت، اهداف و سطح توقع خود در مورد مسائل داشته و اهداف خود را به صورت واقع‌بینانه‌تر و سنجیده‌تری بچینیم.

شما هم اگر این قانون را قبول دارید، چند مثال از نمود آن در زندگی خودتان و یا دیگران بزنید.

25 نظرات:

ناشناس گفت...

ببین احمد جان . فکر کن شما در 10 ساله پیش آرزوت و هدفت چی بوده .ببین الان به اون آرزوهات رسیدی . پس الان هم یه آرزوهای جدیدی تو سرت هست . وقتی کم و بیش به آرزوهای دیگه ات هم برسی یه هدف های دیگه و بزرگتر میاد تو سرت . پس انسان هیچ وقع سیرابی نداره . مخصوصاً تو ثروت . من که اینجوری فکر می کنم . هر چه جمع کنی بازم سیرابی نداری . دوست داری بیشتر جمع کنی .

بیتا گفت...

رو این باید بیشتر فکر کنم.
راستی این bloger من هنوزم قطعه؟؟!!!

ناشناس گفت...

gofteye shoma sahih va manteqi vali age ye adam dar yek bohran az zendegi dar gire moshkelibshode bashe aslan dar morede un masale estandardi nadare pas ta oj mitaze

Ahmad گفت...

لطفا کمی کلی تر قضاوت کنید.
یعنی این مثال هایی که زدم را اصلا قبول ندارید؟
شاید همان طور که دوست عزیزمان در کامنت اول گفت در مورد یک یا چند موضوع اصلا سیرابی نداشته باشیم، اما در حالت کلی و در مورد مسائل گوناگون اینطوری نیست.

بیتا گفت...

اين قانون رو تو همه ي زمينه ها قبول دارم جز سير و سلوک معنوي.به نظرم تو اين مسير هيچ استانداردي نمي

شه براش در نظر گرفت.
من با استفاده از اين قانون خوبت خيلي از استاندارد هام و رو کاغذ نوشتم و راستش باعث شد خودم خيلي بهتر

بشناسم.
مثال:
با اينکه يه دخترم ولي هميشه از آشپزي فراري بودم بعد از کلي سر و کله زدن با خودم تصميم گرفتم چند تا غذاي

اصلي و ياد بگيرم.راستش الان دست و پا شکسته بلد شدم و همين مقدارم بسمه به استانداردم رسيدم.
ولي يکي از دوستام با اينکه تمام غذا هارو ياد داره باز هميشه دنبال کلاس و کتاب آشپزيه .
احتمالا به استانداردش هنوز نرسيده و آروم نشده.
ميخوام براي همه ي موضوعاتي که درگيرشونم استانداردهام و پيدا کنم به نظرم همون طوري که تو گفتي اينجوري

خيلي راحت تر ميشه هدف ها رو مشخص کرد.
واقع بينانه تر و سنجيده تر.

ناشناس گفت...

سلام
شما گفتید هر آدمی یک استانداردی در هر زمینه خاص دارد.
یعنی آن حد استاندارد به شخص بستگی دارد.
ولی من می گم افراد و شرایط محیطی اطراف شخص و البته خصوصیات و افکار او در رسیدن به آرامش در آن زمینه تعیین کننده هستند.
اما در کل نظر من اینه که بعضی وقتها ما نمی دانیم به دنبال چی هستیم مثلاً مدام به تحصیلات خود ادامه می دهیم اما در اصل به دنبال شغل قابل اطمینانیم.

ناشناس گفت...

سلام،احمد جان

از اينكه در مورد سايت من اظهار لطف كردي، متشكرم.

در مورد معني روشنائيران سئوال نموديد، بايد بگويم كه به نظر بنده روح سايت هاي ما يكي است.زيرا هر دو در صدد روشن كردن بعضي مفاهيم هستند.
به نظر بنده در جامعه ما معاني ومفاهيم گم شده است.واين نيز سابقه تاريخي داردودر زمان ساسانيان،به ويژه،انوشيروان به اوج خود رسيده است.عرب نيز به ما عجم(يعني گنگ )گفته است ،بدان دليل بوده(misunderstanding)؛ودراثرآن ساختار به هم ريز شده است(misplacing).اين ها بايد روشن شود.
اين ها benchmarkاصلي هستند.البته من هنر شما را در بيان ساده مفاهيم بسيار اساسي ندارم.

ناشناس گفت...

سلام

لطفا اگر ممکن است آدرس سایت ما را در پیوندهایتان قرار دهید.

ممنون

www.bazdid.net

بیتا گفت...

سلام.حالت خوبه؟کجایی؟

بیتا گفت...

حتما مشغول درس خوندنی ؟؟؟ها؟

Ahmad گفت...

آره، به شدت، دمارم در اومده!!!
الان از بس خسته بودم گفتم ده دقیقه بشینم پشت این مصیبت، الان دوباره باید برم. فکرم مشغوله. بعدا به کامنتا جواب میدم.

Ahmad گفت...

راستی سه شنبه از فیض امتحانا تقریبا خلاص میشم!

بیتا گفت...

اوکی.این یکی از مشکلات ما دقیقه نودی ها هست که حسابی دمارمون در می اد.موفق باشی.منتظرت هستم.

بیتا گفت...

سلام این Blogger‌من همیشه قطعه؟
نمی تونم پست کنم.به نظرت چیکار کنم؟

Ahmad گفت...

پاسخ به بیتا:

سلام،
بالاخره از این امتحانا تقریبا خلاص شدم، البته هنوز یکی مونده اما اون اصلا مالی نیست.
به نظر من تو سیر و سلوک معنوی هم اگه بیشتر دقت کنیم این قانون رو می تونیم توش پیدا کنیم.
در مورد آشپزی مثال زدی، منم یه چیز دیگه که یادم اومد توی آراستگی ظاهره، یکی شلخته میاد بیرون، یکی دیگه اتو کشیده و مرتب، اما باز هم روی یک نخ که رو لباسش مونده گیر میده.

در مورد ورود به بلاگر،
همون طور که گفتم اشکال از بلاگر نیست، مشکل سر وارد شدن به بلاگره که باید با پرت SSL لاگین کرد که مخابرات ایران خیلی وقتا باهاش مشکل داره، بعد از مرحله لاگین از SSL خارج میشه و همه چیز مرتب میشه. اگه صفحه اول بلاگر رو نمی تونی باز کنی مشکل همینه، منم باهاش مواجه شدم.
برای حل این مشکل باید از یک فیلترشکن یا VPN استفاده کنی. احتمالا خودت یه فیلترشکن داری، اما اگه نداری می تونی از GPASS, اولتراسورف و ... استفاده کنی، شاید لازم باشه
این راهنما
رو بخونی، لینک دانلودشم داره. اگه بازم نتونستی بگو دنبال یه چاره دیگه بگردیم.

Ahmad گفت...

پاسخ به ناشناس که گفته بود:

شما گفتید هر آدمی یک استانداردی در هر زمینه خاص دارد.
یعنی آن حد استاندارد به شخص بستگی دارد.
ولی من می گم افراد و شرایط محیطی اطراف شخص و البته خصوصیات و افکار او در رسیدن به آرامش در آن زمینه تعیین کننده هستند.
اما در کل نظر من اینه که بعضی وقتها ما نمی دانیم به دنبال چی هستیم مثلاً مدام به تحصیلات خود ادامه می دهیم اما در اصل به دنبال شغل قابل اطمینانیم.


اگه ما بعضی وقتها نمی دانیم دنبال چی هستیم و مثلا به تحصیلات خود بدون هدف ادامه میدیم به نظر من دلیل رد شدن یا نقض این قانون نیست. در اون موقع ما مثلا بعد از رسیدن به استانداردمون به دلیل اینکه سردرگم هستیم باز هم مثلا به تحصیلمون ادامه میدیم.

Ahmad گفت...

یه چیزی هم که شاید بد نباشه بگم اینه که ما استانداردهامون خیلی وقتها و با گذشت زمان تغییر پیدا می کنند.

بیتا گفت...

از جواب کاملت ممنون.به نظرت اگه یه فضا از blogsky بگیرم چطوره؟

بیتا گفت...

من نمی تونم به نظاراتت تو وبلاگم جواب بدم.حوصله فیلتر شکن ندارم...

بیتا گفت...

http://emza.blogsky.com
من بی خیال blogger شدم فعلا.
و از blogsky فضا گرفتم

بیتا گفت...

نظرت و در مورد دزد پاشنه کفش که امروز پست کردم.می خوام بدونم زودتر بیا و نظر بده.ممنونم

دل خوش سیری چند؟؟؟ گفت...

سلام
خوب بود

آهو گفت...

می خونم تا فوق بگیرم
موافقم با نظرت ... شدید
برام دعا کنیدددددددد

محمد گفت...

سلام آقا احمد
من همان ناشناس هستم
@را از آدرس اينترنتي حذف كردم تا اسمم را قبول كرد
و اما در مورد نظرم
من هنوز در مورد اين قانون مي گويم افراد و شرایط محیطی اطراف شخص و البته خصوصیات و افکار او در رسیدن به آرامش(كه مي شود اسمش رو استاندارد گذاشت) در آن زمینه تعیین کننده هستند.
يعني يك شخص در يك محيطي در زمينه اي به جايي مي رسد و ميگه خدا را شكر راضيم و همان شخص در محيط ديگري در همان زمينه به جايه ديگري ميرسد و ميگه خدا را شكر راضيم.

ناشناس گفت...

آقا من هم استاندارد دارم مخصوصا در موردپول خرج کردن ! یعنی وقتی اولین پول قلمبه برسه دود میکنم بره هوا !!!اما خب مثلا ممکنه تو یه کار دیگه اصلا حد و مرز نداشته باشم مثلا تو استفاده از کامپیوتر اصلا استاندارد تعریف نمیشه!میخوام بگم همه چی استاندارد نداره ولی میشه براش گذاشت اما فک کنم تنها پول و علم و عشق هستن که استاندارد ندارند.شاید بازم باشه اما اینا به نظرم رسید.

ارسال يک نظر