شنبه ۳ ژانویهٔ ۲۰۰۹

دور انداختن کتابهای امتحانی

در یک حرکت عجولانه تصمیم گرفتم که بعد از امتحان‌ها، بعضی از کتابها و جزوه‌های دانشگاهی رو پاره کنم و بریزم دور تا دلم خنک بشه. آخه دیگه هیچ وقت نمی خوام این مطالب را بخوانم.
اما بعد از مدتی فکر کردم، حتی با اینکه هیچ علاقه‌ای به این مطالب ندارم و قصد ندارم آنها را در حافظه ام نگه دارم، اما باز هم زحمت هایم برای یادگیری آنها بی فایده نیست و بعد از امتحان، آنها به دور نمی رود و روزی به من کمک می‌کنند.
آخه یک نمره فکستنی در امتحان را خیلی کمتر از زحمت‌ها و ساعت‌های مطالعه‌ای که صرف آن مطالب کردم می‌دانم. برای همین گرفتن یک نمره را از حداقل چیزی که در قبال این زحمات انتظار دارم، پایین‌تر می‌دانم.
یادگیری هم خود ارزش بالایی دارد. به نظر من اگه بحث، بحث ارزش باشد، یاد گرفتن یک خط از کتاب ارزش بالاتری از نمره قبولی آن امتحان دارد.
برای همین تصمیم گرفتم به آن کتابها احترام بیشتری بزارم، حتی شاید یه روزی از سویی که هیچ انتظارش را نداشتم به دردم بخورند.

6 نظرات:

بیتا گفت...

منم هميشه همين فکر و مي کنم هيچ موقع جزوه و کتابام و دور نمي اندازم مگر اينکه خيلي ... باشن.خيلي وقتا هم همونا به دادم رسيدن.يه ضرب المثلي هست تو يه کتاب قديمي خوندم که ميگه:هر چي به خار آيد,روزي به کار آيد.

بیتا گفت...

راستی این blogerچرا قطعه؟

Ahmad گفت...

آره، برای روز مبادا. یه وقت از یه جایی به کار میاد که اصلا فکرشو نمی کنی.

نمی دونم مال من که وصله، ولی بعضی وقتها که صفحه بلاگر باز نمیشه به خاطر پورت ssl اش هست که ایراد از طرف مخابرات و شبکه دیتا هست، ولی خود بلاگر کار میکنه.

بیتا گفت...

کنکورمون 29 آذر بود که finish شد.

غریبه آشنا گفت...

سلام !!

آخ آخ گفتی !!!!



من که پیش نهاد می کنم که تا سه سال کتاب هاتون رو حداقل بایگانی کنید!!!D:
که برای پیدا کردن یه فرمول ساده در به در نشید !!!

Ahmad گفت...

یه راه بهتر هم فیش برداری و خلاصه برداریه.

ارسال يک نظر