
اول هر سال خورشیدی در بین ایرانیها بو و رنگ و لعاب سال جدید و نوروز فراگیر می شود و این موضوع زندگی و افکار من رو هم تحت تاثیر قرار داده است، از این رو من هم بی مناسبت ندیدم که مطلبی بنویسم در مورد سال جدید و اینکه اصلا برای چی ملت به این موضوع اهمیت میدن و یک موقع از سال رو به عنوان تغییر سال جشن می گیرن.
در پایان این مطلب دقیقا به جواب این سوال که "چه موقع سال جدید را شروع کنیم بهتر است؟" میرسیم، البته از دید من و شاید هم شما.
تا حالا به روز و شب توجه کردید، به هفته ها که هر کدامشان هفت روز هستند و بعد از آن هم به ماه ها و در نهایت به سالها و دههها و صدهها و الی آخر. اول از همه بهتر است به موضوع انسان و زمان توجه کنیم، شاید در اینجا مقایسه انسان با ماشینی مثل کامپیوتر بد نباشد که بدون توجه به زمان تا وقتی که انرژی الکتریکی آن تامین میشود فعالیت می کند و برایش فرقی ندارد که چه مدت کار می کند و مفاهیمی مثل خستگی و تجدید قوا برای آن معنایی ندارد. اما بر خلاف ماشین انسان و به نوعی طبیعت زنده به نظر می رسد که طوری هستند که همه چیز آنها بر اساس گذر زمان، گردشها و یا به عبارت دیگر شروع و پایانهای منظم و مرتب تنظیم و هدایت می شوند. ما انسانها وقتی که یک روز پر از کار و فعالیت را پشت سر می گذاریم احساس خستگی می کنیم و به نظرمان می رسد که دیگر باید فعالیت را متوقف کرده و به استراحت بپردازیم که در واقع این نیاز بدن و ذهن خستگیپذیر ماست که بعد از یک روز کار به استراحت پرداخته و به تجدید قوا بپردازد که در این هنگام شب فرا میرسد و در نهایت هماهنگی وسیله آرامش ما را فراهم می کند. بعد از استراحت شب وقتی که صبح از خواب بلند می شویم انگار همه چیز از نو شروع شده اند و احساس سرزندگی و امید به ما دست می دهد و احساس می کنیم که می توانید یک روز کامل دیگر را با تمام قوا به فعالیت بپردازیم و این چرخه همچنان ادامه پیدا می کند تا چرخه های بزرگ تر دیگری را کامل کند. منظور از چرخه های بزرگ تر همان چرخه های زمانی خودمان یعنی هفته، ماه و سال است که همه ما به آنها احتیاج داریم و خو گرفته ایم. چرخه هفته با اینکه به نظر نمی رسد منشا طبیعی داشته باشد اما معمولا فعالیت های خیلی عادی مان را بر اساس یک هفته تنظیم می کنیم و آنهایی که کمی طولانی مدت تر هستند بر اساس ماهانه و اهداف بلند مدتمان را یکساله تنظیم می کنیم. پس با توجه به این موضوع و اینکه زندگی ما بر اساس زمان عمل می کند می توانیم نتیجه بگیریم که ما برای زندگی و هر کاری که انجام می دهیم نیازمند یک زمان شروع و یک زمان پایان هستیم و از طریق همین چرخههای روز و ماه و سال به آنها مفهوم و معنی میدهیم و آنها را اندازهگیری می کنیم.
از طرفی وقتی به طبیعت دقت می کنیم می بینیم که چرخه طبیعت هم دقیقا همانند چرخه زندگی ما انسانها شکل گرفته است. در یک دوره زمانی که ما آن را 24 ساعت اندازه گیری کرده ایم زمین یک دور به دور خود می چرخد و یک روز و شب اتفاق می افتد و در واقع یک چرخه ای که برای ما لازم است یکبار دیگر عمل می کند و کامل می شود. وقتی این چرخه 24 ساعته 365 بار تکرار می شود زمین یکبار به دور خورشید زده و یک چرخه کامل تر که در آن فصلها و روز و شبها قرار دارند کامل می شود که این هم برای ما لازم است و آن را با تمام وجود احساس می کنیم و برای آن جشن می گیریم. حتما چرخه های کامل تر از این هم هستند که برای ما بیشتر ناشناخته هستند اما در واقع دارند کار خود را به درستی انجام می دهند، مثلا ممکن است منظومه شمسی هر 365 سال یک چرخه دیگر را طی می کند و به دور منظومه دیگری بچرخد و وظیفه خود را انجام دهد.
شاید در اینجا بگویید که این ما هستیم که خود را با چرخه طبیعت وفق داده ایم و نه طبیعت با ما. اما من اصرار دارم بگویم که این طبیعت است که خود را برای برآوردن نیازهای ما وفق داده است که البته این بدان معنی نیست که بگویم تصور برعکس آن اشتباه است، بلکه بیشتر به جنبه های اعتقادی و دید فرد از خلقت و جهان بر می گردد. معتقدم که همه طبیعت در خدمت انسان و سایر موجودات خلق شده است و بدون این موجودات اصلا دنیا معنا و هدفی ندارد که بخواهد بیخودی به دور خود چرخ بزند و گذران کند.

در واقع از هر طرف که به این موضوع بنگریم فرقی نمی کند، مهم توجه به هماهنگی است که بین چرخه های دنیا و چرخه های ما انسانها وجود دارد. همه اینها را به خاطر این گفتم که به این نتیجه برسیم که وقتی طبیعت یک چرخه یکساله را طی می کند و در هنگامی شروع به نو شدن و تجدید حیات می کند پس چه بهتر که ما هم بیشتر با این چرخه هماهنگ باشیم و درست در همان موقع چرخه یکساله مان را همراه با طبیعت به پایان رسانده و چرخه بعدی را شروع کنیم. این درست همان کاری است که ایرانیان باستان از سالهای سال پیش شروع کرده و میراث آنها امروز با نوروز و آغاز سال جدید و انواع رسم و رسومات و شادی های آن به ما رسیده است که واقعا باید قدر این همه تدبیر را دانست و نوروز را که یک سبزه کوچک نماد آن است با تمام وجود و تمام و کمال جشن گرفت و از آن پاسداری کرد.
روزی را می بینیم که نوروز بزرگترین جشن جهانی انسان همگام با طبیعت است.
3 نظرات:
سلام عیدت مبارک
سلام سال نو مبارك
اميدوارم بهار 200 سالگيتو ببيني
من هميشه از اين گذر، گذر ميكنم شماهم اگه مسيرت خورد سري به ما بزن
faramardani@yahoo.com
سال نو شما هم مبارک.
ببخشید آدرس ندادید سر بزنیم!
ارسال يک نظر