۱۳۸۸ فروردین ۱۹, چهارشنبه

ایده‌های بزرگ


بعضی وقتها که لیست پروژه‌هات رو مرور می کنی کاملا هیجانی می شی و مو به تنت سیخ میشه. فکر کن در طول چند سال که روز و شب توی اینترنت می‌گردی و از سرویسهای مختلف استفاده می‌کنی ایده های کوچک و بزرگ برای راه اندازی یک کسب و کار به نظرت میرسه که برای مدتی اونها رو توی ذهنت پرورش می دی؛ در مورد بعضی از اونها بعد از مدتی به این نتیجه می رسی که جامع و عملی نیستند و کار کردن روی آنها به صرفه نیست اما در مورد برخی دیگر قضیه کاملا برعکس است طوری که آن را درلیست پروژه هات همراه با جزئیاتش می نویسی، روزها و ماههای بعد که باز هم در مورد اون فکر می کنی چیزهای جدید به اون اضافه می کنی و یا حتی خیلی از چیزهای قبلی رو عوض می کنی. حتی بعضی وقتها تا ده سال بعد و یا تا داشتن میلیونها کاربر اینترنتی و میلیاردر شدن پیش می ری و پیش بینی می کنی و دیگه اون موقع تو پوست خودت نمی گنجی و می خوای همون لحظه شروع کنی تا یک لحظه هم تا رسیدن به اون هدف تلف نشه.
اما امان از روزمره گیها و درگیریهای روزانه و در کنار اونها هم نبود امکانات و برخی شرایط و پیش‌نیازهای لازم که همچون سدی در مقابل تو قرار می‌گیرند تا به اهدافت نرسی.

داستانی که تعریف کردم درست برنامه‌ای هست که تا حالا سر من پیاده شده؛ شمار ایده‌هایی که در سر دارم به عدد 15 رسیده که همه آنها مربوط به سرویسهای تحت وب و یا مبتنی بر اینترنت هستند که 8 تای آنها سرویسهای جهانی و 7 تای دیگر هم بیشتر محدود به ایران هستند.
همه آنها در حال حاضر دارند خاک می‌خورند تا روزی برسد که بالاخره وقت آن برسد تا کار بر روی آنها را شروع کنم. از ترس اینکه دزدیده نشوند آنها را در جایی مطرح نکردم و به کسی هم نگفتم اما نمی دانم این وضع تا کی می خواهد ادامه پیدا کند.
از آنهایی که بر روی شرکتهای نوپا یا استارتاپها کار می کنند شنیده ام که شروع کار با دشواریهای زیادی همراه است. باید نظر مثبت خیلی ها رو جلب کنی، از جمله اونها قانع کردن یک سرمایه‌گذار است تا حاضر شود بر روی پروژه شما سرمایه گذاری کند تا مرحله‌ای که پروژه‌تان به سوددهی برسد.
من هم بسیار امیدوارم تا به زودی شخصی پیدا شود تا به من اطمینان کرده و حاضر شود سرمایه و امکاناتی در اختیارم قرار دهد تا بتوانم با ایجاد محیطی آرام و بی دغدغه و تشکیل تیمی ماهر تک تک این پروژه ها را به عمل بنشانم.
کار را از مدتی پیش شروع کرده‌ام و در حال حاضر در حال کسب مهارت های مورد نیاز هستم تا بتوانم مدتی دیگر کار را بر روی اولین پروژه با قدرت تمام آغاز کنم که طبق برنامه ام سرمایه لازم برای فراهم آوردن اسباب آرامش و همینطور پروژه بعد از آن تأمین خواهد شد.

خلاصه اینکه خیلی امیدوارم و آرزو می کنم که هیچ کس به خصوص هیچ جوانی در زندگیش ناامید نشه.

۱۳۸۸ فروردین ۱۲, چهارشنبه

دوست ندارم

می خواستم بگم بدم می آید از اینها ولی بعد گفتم اگر بگویم دوست ندارم بهتر است.

دوست ندارم:

  • افراد ترک زبان(نه همه)
  • کل شعر و ادبیات
  • شهر آلوده، خیابان‌های کثیف
  • بی نظمی، عدم رعایت قانون
  • بی دقتی و سر به هوا بودن
  • گاهی اجبار و گاهی بی اجباری
  • زندگی بی هدف
  • اتلاف وقت
  • زندگی یکنواخت و تفریح نداشتن
  • تقسیم کردن دنیا به ایران و خارج!
  • خیلی دست بالا گرفتن خارجی‌ها(خصوصا آمریکایی‌ها)
  • نگاه عجیب به غیر ایرانی‌ها
  • خنگی ایرانی ها
  • ناآگاهی ایرانی ها
  • سبک زندگی ایرانی ها
  • اعتماد بنفس حیوان وار و بدون آگاهی
  • ملاک های خوب بودن و بد بودن سنتی ایرانی ها
  • شکایت و غر زدن همیشگی ایرانی ها
  • نارضایتی همیشگی ایرانی ها
  • زندگی کردن با حیوانات و راه دادن آنها به خانه
  • همجنس گرایی
  • غرور و خودبرتربینی
  • تعصب خصوصا نسبت به سنت‌ها و مذهب
  • تعصبات قومی و قبیله‌ای
  • افراد بی ادب و بی ملاحظه
  • آبگوشت
  • کمرویی و نداشتن اعتماد به نفس
  • ناآگاهی
  • فقر
  • دوره نوجوانی
توضیح:
* بعضی از موارد جنبه شخصی و سلیقه‌ای دارد اما بقیه چیزهای نامناسبی هستند که بیشتر افراد آنها را نمی‌پسندند.
* ممکن است مواردی کم و زیاد شود.
* خوب ظاهرا مورد اول کمی باعث سو تفاهم شده است و برخی از خوانندگان در رابطه با آن ایراد گرفته‌اند که لازم می‌دانم توضیحاتی راجع به آن اضافه کنم:
یکی از مواردی که به نظرم اصلا جالب نیست و از آن بیزارم تعصبات قومی و قبیله ای هست که متاسفانه این مساله آن طور که دیده ام در افراد ترک زبان(منظور بیشتر اهالی آذربایجان و اردبیل است) بسیار قوی است به طوری که احساسات قومیت آنها بیشتر از احساسات میهنی آنهاست. مورد دیگری که در این افراد به نظرم رسیده این بوده است که از لحاظ آداب و برخوردهای اجتماعی عموما بسیار بد عمل می‌کنند و فرهنگ خاص خودشان را دارند که گاهی باعث آزار دیگران می شود. من در برخوردهایی که با این افراد داشته ام بیشتر از یک روز نتوانستم آنها را تحمل کنم. البته اینها تنها برداشتهای شخصی است و مطمئنا به طور کلی گفته نشده و منظور همه افراد ترک نبوده است. یک بار دیگر متذکر می شوم که برخی از موارد ذکر شده کاملا سلیقه‌ای هستند و امیدوارم باعث رنجش خاطر کسی نشود و این مورد را با توجه به اینکه من هیچگاه به کسی به خاطر قومیت یا زبان او توهین نکرده و نمی کنم تنها به عنوان یک نظر شخصی در نظر بگیرید.

تکمیلی: لطفا مطلب تحت عنوان "اعتراف می‌کنم که اشتباه کردم" را که در ادامه این مطلب و بخصوص مورد اول آن آمده است را مطالعه نمایید.