۱۳۸۸ بهمن ۹, جمعه

تویوتا در اخبار چه می‌گوید؟

"شرکت اتومبیل سازی تویوتا اعلام کرده است با توجه به نگرانی هایی که در مورد گیر کردن پدال گاز یکی از مدل های ساخت این شرکت در کف پوش زیر پای راننده وجود دارد، خواستار جمع آوری بعضی از اتومبیل های ساخت این شرکت از آمریکا، اروپا و چین شده است.
تویوتا قصد دارد یک میلیون و صد هزار خودروی ساخت این شرکت در آمریکا را، تنها یک روز پس از اعلام خبر تعلیق فروش ۸ مدل از خودروهای محبوب این شرکت در آمریکا، از بازار جمع آوری کند."


جملات بالا گزارش سرویس خبری بی بی سی [لینک] است که همانند سایر خبرگزاریها، این خبر داغ این روزهای بازار خودرو را منعکس کرده است.
واقعا با خواندن این مطلب دود از کله من بلند شد. وقتی که شرکتی مانند تویوتا را با شرکت های تولید خودروی داخلی ایران از جمله سایپا یا ایران خودرو مقایسه می کنم می بینم که تنها وجه اشتراک این شرکتها نام "خودرو ساز" بودن است که البته تویوتا واقعا خودروساز است اما سایپا و ایران خودرو تنها نام آن را با خود یدک می کشند و در واقع گاری هایی با چهار چرخ، یک سقف و فرمان به اسم خودرو غالب مردم دور از تویوتا می کنند. اگر بگویید حالا جای شکر آن باقی هست که حداقل یک چهارچرخه با یک سقف بالای سر تحویل میدهند و از هیچی بهتر است باید بگویم که خیلی هم سقف بالای سری نیست، چون پرایدی که شما تحویل میگیرید از همان روز اول که زیر باران گرفتار شوید، آب شره از لای در و پنجره آن نفوذ می کند و فرمان آن هم هر آن ممکن است دیگر نپیچد و چهارچرخه شما واژگون شود و ترمز درست و حسابی هم ندارد و حتی ABS هم که این روزها در دنیا پیش و پا افتاده شده روی آن نصب نمی کنند و همه اینها در حالی است که تویوتا نگران این است که مبادا پدال گاز یکی از مدلهایش شاید روزی به کفی ماشین گیر کند و ماشین گاز اضافی بخورد!

خوب دیگه از این حرفها بسه، میدونم که شما هم اگر در ایران باشید و از وضعیت آنجا باخبر، احتمالا نظری مشابه من دارید و خیلی جمله های بهتر از من می توانید در این مورد بگویید.
اما در واقع قصدم از این مطلب نوشتن موضوع اشاره شده در بالا یعنی تفاوت خودروسازهای ایرانی با غیرایرانی نبود، بلکه می خواهم این موضوع را از نقطه نظری دیگر که "نقطه نظر بازاریابی" است در حد بضاعت بررسی کنم.

آنچه که بلافاصله بعد از خواندن این خبر به ذهن خواننده متبادر می شود این است که شرکت تویوتا آنچنان به کیفیت محصولات و همینطور رضایت و سلامتی مشتریان خود اهمیت می دهد که به خاطر چنین ایراد جزئی ای نه تنها از فروش چنین محصولاتی جلوگیری می کند بلکه حتی برای رفع عیب حاضر است با صرف هزینه سنگین همه این محصولات را جمع آوری تا عملیات باز و بسته کردن چهار تا پیچ و تعویض یک قطعه کوچک در خود کمپانی انجام شود!
تویوتا همچنین این موضوع را بسیار مبهم و بدون جزئیات اعلام کرده است؛ مثلا نگفته است که خودروها چگونه، در چه مدت و به کجا جمع آوری شده و سپس به بازار برگردانده می شوند و همینطور تکلیف خودروهای فروخته شده چه می شود و صرفا با این توضیح که بعدا اعلام می شود قناعت کرده و تنها خبر از یک جمع آوری بزرگ از بازار داده است.
از دیدگاه تکنیکی هم تکنولوژی موتور و سایر آلات متحرکه مکانیکی خودرو هم بسیار پیچیده تر بوده و از این رو به دلیل تعداد زیاد قطعات و همینطور ماهیت مکانیکی این بخشها باعث می شود که احتمال خرابی و همینطور نقص در طراحی آن بیشتر شود و این در حالی است که تاکنون بعید می دانم شرکتی به خاطر نقص ساختاری در اجزای اصلی خودرو اقدام به جمع آوری گسترده مدل های خود از بازار نموده باشد، مگر اینکه مشکل جدی ایمنی آنها را مجاب به این کار کرده باشد. در عوض همیشه دلایل آنها برای جمع آوری، ایراداتی مثل درب باک یا گیر کردن پدال گاز بوده است.

چنین اخباری اگرچه بیشتر رنگ و بوی تبلیغاتی میدهند اما به صرف خود به هیچ وجه نمی توانند کیفیت و مشتری مداری شرکتی مانند تویوتا که بزرگترین خودروساز دنیا هم هست را تایید و یا برعکس زیر سوال ببرد. اما از دیدگاهی دیگر، آنهایی که در علم بازاریابی سررشته دارند، بیشتر از این گونه اخبار به عنوان یک تکنیک تبلیغاتی یا ژست تبلیغاتی تاثیرگذار نام می برند که کاملا هم مشروع و اخلاقی است.
تاثیر چنین پیام های غیرمستقیم تبلیغاتی آنچنان است که برخلاف تبلیغات گذرای تلویزیونی یا بیلبوردهای تبلیغاتی مدتها در ذهن افراد باقی مانده و باعث می شود تا یک سابقه ذهنی مثبت از آن شرکت در ذهن افراد باقی بماند که همین یکی از عوامل انتخاب در خریدهای آینده است. به عنوان یک مثال کوچک من هنوز اقدام مشابهی که شرکت هیوندای سالها قبل انجام داده بود و معلم جغرافی کلاس دوم راهنمایی برایمان تعریف کرد را به خاطر دارم، اگرچه این روزها به خاطر کثرت زیاد اتفاقات و اخبار تولیدی رسانه ها و همینطور تکراری شدن این روش به دلیل استفاده مکرر و همینطور آگاهی افراد، از تاثیر آن کاسته شده است.
در مورد این اقدام خاص شرکت تویوتا برای جمع آوری محصولات خود، نه تنها این کار برای آنها هزینه نیست بلکه صرفه جویی در بودجه تبلیغاتی هم محسوب میشود چرا که این روزها هزینه تبلیغ در رسانه ها بسیار بالاست و هزینه یک تبلیغ گسترده که به دور افتاده ترین نقاط هم برسد سر به فلک می زند و این کار در واقع استفاده رایگان(چون اگر پول هم برای بزرگ کردن این خبر نپرداخته باشند، بازهم تولید خبر دست اول برای رسانه هم اعتبار است و این کار را انجام میدهند) از بستر رسانه های موجود خبری و پتانسیل آنها، برای کسب اعتبار است.

قصد داشتم این مطلب را ادامه دهم اما احساس می کنم که طولانی شد و بیش از این از حوصله خواندن خارج است، به همین دلیل از ادامه این بحث که به بررسی وضعیت تولید اخبار در رسانه ها منتج می شود را به مطلب بعدی موکول می کنم.

۱۳۸۸ دی ۲۲, سه‌شنبه

شب امتحان

یکی از خوبی های وبلاگ این است که باعث ثبت خاطرات ما می شوند و مزیت آن نسبت به یک دفترچه خاطرات معمولی قابلیت به اشتراک گذاری آن با دیگران است که این موضوع در خیلی از اوقات با دریافت نظرات دیگران باعث بهبود دیدگاهها یا خطاهای فکری ما می شود.
این مطلب هم در اصل با همین نیت نوشته شده است؛ چرا که در چند سال آینده احتمالا بخش عمده ای از خاطرات و طرز تلقی هایم دگرگون شده و آن چیزی که بی تغییر باقی می ماند همین چیزی است که اینجا می نویسم.
دوباره به شب امتحان رسیده ام و در حدود 12 ساعت دیگر اولین امتحانم شروع می شود و طبق معمول هم هنوز شروع به خواندن نکرده ام و از دو هفته پیش هم همه برنامه های دیگرم را به حالت تعویق در آورده ام و همه جا کیف و کتابم را یدک کشیده ام اما دریغ از یک ساعت مطالعه.
تا همین چند لحظه پیش فکر می کردم یک شب خیلی زیاد است و خیلی مطالعه در آن می توان کرد اما وقتی حساب کردم که 12 ساعت دیگر بیشتر نیست که منهای خواب چیزی حدود 7-8 ساعت می ماند، متوجه کوتاهی زمانم شدم.
استرس مشهود هم ندارم، چرا که این امری است عادی و همیشگی برای من؛ اما احساس می کنم نوعی استرس پنهان دارم، از آنجا که اگر درسی را بیفتم بسیاری از برنامه های سال آینده و حتی بلند مدتم بهم می ریزد.
اینها بدی های چنین شبی برای من بود اما از اینجا به بعد همه خوب است. برخلاف چند سال پیش، حقیقتا دیگر از چنین شبهایی بدم نمی آید، به خاطر آنکه پر از مزیت است.
شب امتحان از معدود شبهایی است که قدر دقیقه ها و ساعت ها را خواهم دانست و فردا صبح برای 5 دقیقه آن هم برنامه ریزی خواهم داشت. در شرایط به ایصطیلاح Cramming قرار می گیرم و هر دقیقه مطالعه برابر ده دقیقه در شرایط معمول یاد می گیرم و سالهاست به دنبال یافتن وسیله و عاملی هستم که این شرایط را بتواند ایجاد کند (که البته این عامل را یافته ام و آن هدف گذاری و برنامه ریزی است) و در یک کلمه شرایطی است که اگر در آینده برگردیم و به آن نگاه کنیم نه تنها افسوس نمی خوریم بلکه خیلی هم از خودمان راضی می شویم.
به عبارت دیگر شب امتحان شبی است که خیلی یاد می گیریم و از طرفی بسیاری از فعالیت ها و عادت های معمولمان را هم کنار می گذاریم و این یعنی یک تغییر و ترک عادت هایی که شاید متوجه آن نبوده ایم و صد البته که یک تغییر و خودآگاهی مثبت است.
شب امتحان از طرفی مثل شب آخر سال است، در این مطلب گفته ام که ما آدمها همیشه نیاز داریم که برای هر چیزی در زندگی مان یک زمان شروع و یک زمان پایان داشته باشیم، همان طور که روز و شب و فصلها به طور طبیعی برای آغاز و پایان های ما و موجودات زنده وجود دارند. در شب امتحان به ترم گذشته خودمان نگاه می کنیم و اگر در طول آن خوب خوانده باشیم یک آرامش و شادی زاید الوصلی طوئم با اطمینان نصیبمان می شود و اگر هم نخوانده باشیم پشیمان و متوجه اشتباهمان می شویم و در صدد جبران آن بر می آییم.

شب امتحان یک جورایی شب شکوفایی ذهن هم هست، همون طور که من بعد از این همه مدت ننوشتن در اینجا حالا اومدم و دارم سعی می کنم مطالب قشنگ قشنگ بنویسم! اون هم نه یکی بلکه دو تا در یک شب. اگه بخوام تا صبح ده تا مطلب متنوع دیگر هم می تونم بنویسم ولی صلاح نیست و در شب امتحان است که بالاخره همه امتحان دارها به طرف یک چیز یکسان خواهند رفت و آن کتاب و جزوه است.
و در پایان یک صحبت دوستانه: اگر شما هم مثل من شب امتحانی هستید و از این موضوع ناراحت، باید بگویم که ما متاسفانه دچار نوعی ضعف اراده هستیم و در شروع به انجام کاری و پس زدن کارهای غیر لازم مشکل داریم. دیده ام که بعضی ها به اشتباه از این موضوع با افتخار یاد می کنند که مثلا یک کتاب را یکشبه خوانده اند. اما اینگونه خواندن فقط مطالب را به حافظه کوتاه مدت می برد و درصد فراموشی اینگونه مطالب 80 درصد بیشتر از مطالبی است که در فواصل زمانی، حداقل دو یا سه بار تکرار شده اند و همین می تواند انگیزه ای باشد تا بر روی خودمان در هنر برنامه ریزی و تنظیم وقت بیشتر کار کنیم.


آشنایی با کشورهای جهان و معرفی یک سایت فوق‌العاده


این روزها بهترین سرگرمی این چند وقت اخیرم را یافته ام. در سایت Travelpod که یک سایت کانادایی در رابطه با مسافرت است، یک بخش بسیار جذاب وجود دارد به نام The traveler IQ challenge که من با اجازه ترجمش میکنم به نام "بازی هوش مسافرتی!" که در واقع یکی از همان بازی های فلشی هست که حتما در سایتهای مختلف دیده اید، با این تفاوت که بسیار مفید است و من تا به حال بازی فلشی ندیده ام که اولا اینقدر جذاب باشد و در عین حال سرتاسر مفید و آموزنده.
بازی به این شکل است که در صفحه اصلی آن یک نقشه بزرگ از زمین با تقسیم بندی های کشوری وجود دارد و سپس اسم پایتخت کشورها را در بالای صفحه می نویسد و شما بلافاصله باید بر روی موقعیت جفرافیایی آن پایتخت کلیک کنید! حالا هر چقدر که نزدیکتر کلیک کرده باشید و البته سریعتر، امتیازی به شما تعلق میگیرد که این امتیازها برای شما جمع میشود و اگر بتوانید به اندازه کافی امتیاز کسب کنید وارد مراحل بعد که مشکلتر هم هستند، می شوید. در پایان هم با توجه به اینکه چقدر امتیاز جمع کرده اید و چند مرحله طی کرده اید یک نمره آی کیوی مسافرتی (Traveler IQ) به شما تعلق میگیرد که نمره هوش مسافرتی شماست! و مثل نمره آی کیوی معمولی حد نرمال آن 100 است.خوب، تا اینجا فقط یک نوع از انواع بازیها بود، اگر به صفحه اصلی این بازیها برید میبینید که لیستی از بازیهای مختلف وجود دارد؛ از جمله: پرچم کشورها، اماکن تاریخی و دیدنی، عکسهای جهان، ایالت های آمریکا و بازیها با تقسیم بندی منطقه ای که شامل آفریقا، آسیا، آمریکای لاتین، اروپا و ... میشه.
اگر از این بازیها خوشتان آمده، فراموش نکنید که شما علاوه بر اینکه سرگرم می شوید، حتی یک لحظه از وقت خود را هم تلف نمی کنید و به شدت در حال یادگیری درباره دنیا و کشورهای مختلف هستید.
با تجربه یک روزه ای که خودم از انجام این بازی ها داشتم در حال حاضر می توانم اکثر کشورهای آسیایی، اروپایی و آمریکای جنوبی را در یک لحظه موقعیت یابی کنم و مکان پایتخت آنها را هم حدس بزنم. آفریقا هم که خود به تنهایی مصیبت است و پر است از کشورهایی که شاید اسم آنها را هم به سختی شنیده اید و یادگیری آنها خیلی کار می برد.

ورود به صفحه اصلی بازیها

خوب، اگر کسی از بازیهای سایت Travelpod اسم ببرد و در مورد خود سایت و امکانات جالب آن صحبتی نکند کمال بی انصافی است. همان طور که گفتم این سایت به نظر کانادایی می آید و چند سالی است که به شدت در حال مطرح شدن و محبوب شدن در بین کاربران است.
شما وقتی که به عضویت این سایت در آیید، امکاناتی به شما داده می شود که می توانید همه نقاطی که به آن سفر کرده اید را بر روی نقشه دقیق(همان نقشه معروف گوگل) علامت گذاری کنید و در مورد آنها مطلب بنویسید. به عنوان مثال فرض کنید که شما در یک سفر از شهر اراک در آمده اید و سپس به شیراز و بعد کیش و بعد مشهد و سپس به نقطه اولیه برگشته اید. شما این شهرها را به ترتیب با وارد کردن نام آنها و یا از روی نقشه مشخص می کنید و سپس به طور خودکار این شهرها با خط به هم وصل می شوند و مسیر سفر شما نمایان می گردد.
حال می توانید در مورد هر یک از این شهرها در وبلاگی که در اختیار شما قرار داده شده مطلب بنویسید و با امکانات آپلود عکس و فیلم مثلا تصاویر کیش را اضافه کنید. حال مطالب و تصاویر شما در صفحه مخصوص به کیش ظاهر شده و هر کسی که خواهان کسب اطلاعات در مورد کیش باشد و وارد صفحه کیش شود، محتوای تولیدی شما را هم مشاهده خواهد کرد و بدین ترتیب افراد می توانند ناب ترین و ظریف ترین اطلاعات را در مورد مناطق مختلف دنیا که به سختی می توان گیر آورد را بدست آورند.
اگر مسافرت خارج از کشور هم زیاد داشته باشید، موضوع جذاب تر می شود و در صفحه پروفایل شما نقشه ای از دنیا نشان داده می شود که کشورهایی که به آن مسافرت کرده اید به رنگ خاصی مشخص شده و تمام شهرهایی که به آن رفته اید به صورت نقطه بر روی نقشه نشان داده می شود.
به نظرم این سایت می تواند یک محل بسیار عالی برای به اشتراک گذاشتن خاطرات و تجربه های سفر باشد و از طرفی قبل از مسافرت به مکان های مختلف دنیا می توان به روز ترین اطلاعات را که در هیچ کتاب یا سایت رسمی نوشته نشده را بدست آورد و همزمان با افراد مختلف اهل سفر آشنا شد.

ورود به صفحه اصلی سایت