ه‍.ش. ۱۳۸۹ مرداد ۳۱, یکشنبه

خلق ارزش و ارزش صداقت

امروز به طور اتفاقی داشتم یکی از آن متن هایی که معلوم نیست از کجا آمده و چند دست چرخیده را می خوانم، عنوان مطلب "10 درس شگفت انگیز در زندگی انیشتین" بود که یکی از موارد آن این بود:

“سعی نکنید موفق شوید ، بلکه سعی کنید با ارزش شوید “
وقت خود را به تلاش برای موفق شدن هدر ندهید،وقت خود را صرف ایجاد ارزش کنید .اگر شما با ارزش باشید ،موفقیت را جذب می کنید
استعدادها و موهبت هایی که دارید را کشف کنید ، بیاموزید چگونه آن استعدادها و موهبت های الهی را در راهی استفاده کنید که برای دیگران مفید باشد .
تلاش کنید تا با ارزش شوید و موفقیت شما را تعقیب خواهد کرد .

من هیچ کدام از چیزهایی را که دیگران تعریف می کنند را جدی نمیگیرم و آنها را تنها برای سرگرمی جالب می بینم و نه مبنای قضاوت یا تصمیم گیری یا هر چیز دیگر.
با انسان های زیادی بوده ام و اتفاقات مشترک و جورواجوری برای ما افتاده است، اما هر وقت که نوبت تجزیه و تحلیل اتفاقات می افتاد می دیدم که اکثریت، آنها را از دیدگاهی نگاه می کنند که در یک کلام خوشایند خودشان باشد. وقتی نوبت تعریف آن اتفاق هم برای دیگران می افتاد میدیدم که موضوع را آنچنان دچار تغییر می کردند و به اصطلاح روی آن آب می بستند که گاهی حتی هیچ شباهتی به اتفاق اصلی و واقعی باقی نمی‌ماند.
بعضی ها حتی عادت دارند از همان لحظه ای که شروع به تجربه اتفاقی جدید می کنند شروع به داستان سازی درباره آن اتفاق می کنند تا بتوانند آن موضوع را جذاب تر و گیراتر برای دیگران تعریف کنند.
مرتبط: این داستان طنز بابی جان را بخوانید.
هر چیزی که اغلب انسانها درباره کار، شغل، زندگی، تحصیلات و معلومات خود می گویند احتمالا با حقیقت تطابق ندارد و واقعیات را آن طور که دوست دارند تغییر می دهند و همینطور در زندگی آن طور که میل دارند ظاهرسازی می کنند. برای خیلیها در دنیا یکی از سخت ترین کارها پر کردن فرم های استخدام و هرچیزی است که باید واقعیات را در آن بیان کنند، زیرا شاید مجبور شوند حقایقی که هیچ گاه بر زبان نیاورده اند را بازگو کنند.
(البته این پاراگراف بیشتر در مورد فرهنگ ایران است که بیشتر آن را شناخته‌ام و در اکثر فرهنگ های دیگر وضع بهتر است.)


من خودم را انسان صادقی می دانم و این برایم ارزش است و هرچیزی را که احساس کنم از روی صلاحیت بدست نیاورده ام برایم کم ارزش است اما با اینحال می بینم که این آدمی هم که خود را صادق می داند در بیان رویدادها و واقعیات در مواقعی که می تواند آنها را آن طور که بوده بیان کند، آنها را قدری دستخوش تغییر می کند و یا آنهایی را که نیازی به پنهان سازی نداشته‌اند، پنهان می کند.
از علت های آن دو مورد به ذهنم می رسد یکی آنکه شجاعت و حوصله کافی را برای بیان همه چیز ندارم و دیگر اینکه وقتی در فرهنگی باشی که هرچقدر دروغ بازی و دغل‌بازی در آوری بر ارزشت افزوده می شود و صداقت را سادگی و کم‌ارزشی تلقی می کنند، و حتی با وجود اینکه ارزشهایم برایم از همه چیز مهم تر است ولی باز می بینم که در مواقع مختلف گاهی کم و گاهی بیشتر همرنگ جماعت شدن لازم است تا بتوان زندگی کرد و یا بر ضعف های خود سرپوش گذاشت.

در پایان اینکه این سخن به نقل از اینشتین خیلی دلنشین بود.

۱ نظر:

  1. البته باید دانست که چه چیز ارزش هست و چه چیز نه
    لذا بعد از دانستن بایستی به دنبال بدست آوردن آن ارزش بود و موفقیت در تحقق ارزش هست که لذت بخش است و گرنه نه
    بنابراین همه چیز زنجیر وار به هم منصل بوده و نمیشود قسمتی از مساله را قیچی کرد دانستن صرف ارزش کافی نیست

    پاسخحذف

برای نظر دادن در صورتی که از قبل شناسه ای در بلاگر ندارید، می توان با انتخاب گزینه نام/آدرس اینترنتی و وارد کردن نام خود، نظرتان را درج کنید.
توجــــــــــــه:
متأسفانه قسمت نظر دادن برای کاربران داخل ایران پالایش شده است! و کاری هم از دست ما بر نمی آید و تنها راه این است که تمهیداتی از طرف کاربران داخل ایران اندیشیده شود!