حکایت از این قرار است که من حدود 1.5 سال پیش متنی منتشر کردم با عنوان "دوست ندارم" و در آن مواردی را نوشته بودم که در آن مقطع در مورد اغلب آنها ذهن مشغولی داشتم.
یکی از موارد آن "افراد ترکزبان" بود.
از همان ابتدا این متن با واکنش های زیادی مواجه شد و برخی محترمانه و برعکس برخی بسیار بیادبانه از من انتقاد کردند و آن را یک توهین بزرگ به افراد آذری زبان قلمداد کردند. (برخی واکنشها و برداشتها بسیار فراتر از حد تصور بود)
من چندین بار زیر آن توضیح دادم که به خدا قصد توهین نداشتم و نمی فهمم اینکه کسی بگوید فلان چیز را دوست ندارد چگونه می تواند به آن چیز یا شخص توهین کرده باشد؟
این انتقادها مدتی بعد کمی فروکش کرد اما همچنان تا امروز افرادی با جستجو در گوگل آن متن را می یابند و با نظرات صمیمانهشان در زیر آن مطلب یا مطالب دیگر و یا از طریق ایمیل من را خجالت زده می کنند!
امروز یکبار دیگر اعلام می کنم که اشتباه کردم و از کرده خود پشیمانم، اما می دانم که این گناه نابخشودنی خواهد بود و تا روزی که آن متن را از صحنه روزگار محو نکنم این ترکش ها همچنان ادامه دارد و از پای آن اصابت میکنند، شاید روزی این عملیات حذف را انجام دادم.
حال که به اندازه کافی پشیمانی خود را ابراز کردهام بگذارید این را هم اضافه کنم که دیگر این تعبیر آن زمانم که وبلاگ خودم است و آزادم هرچه در آن خواستم بنویسم، همین که می بینم جمله ای باعث آزردگی خاطر عده ای می شود، برایم کافی است تا در حد امکان از نوشتن آن اجتناب کنم و از همه افرادی که این نوشته باعث رنجش خاطرشان شده است معذرت می خواهم.
ضمن اینکه دیگر آن تصور قبلی در مورد افراد آذریزبان را ندارم و نه تنها آنها را دوست دارم و احترام زیادی برای آنها قائل هستم، بلکه آن خطه را زادگاه افراد بیشمار فرهیخته و متمدن کشور می دانم و همینطور احساسات آنها را در مورد زبان و فرهنگ آذری که بخشی از فرهنگ غنی باستانی کشورمان است درک می کنم.
امیدوارم دیگر هرگز جمله نامناسبی ننویسم اما تصور می کنم که هرگز نمی توان با عده ای صحبت کرد و آن عده کسانی هستند که نه فکر می کنند و نه منطق دارند و نه دقت و بعد دست آخر شاکی هم می شوند!
مثلا در زیر یکی از مطالب یکی از خوانندگان در نظری اشاره کرده بود که پول من و شما را نباید به لبنان دهند و بعد یکی از خوانندگان از دسته مذکور که مخالف این نظر هم بوده، فکر کرده که این نظر را من نوشته ام و من را مورد عنایت ویژه قرار داده است. به نظر شما این شخص چند سال داشته و چگونه یک لحظه فکر نکرده که نظری که درست قبل از نظر خودش در پای مطلب درج شده است می تواند توسط شخصی دیگر ثبت شده باشد؟ کسی هم نبوده است که به او بگوید آخر نظر دیگران به من چه ربطی دارد که طرف حسابت را من قرار دادی و الخ.
در مورد مسئولیت نظرات اینجا هم بگویم که من تنها مسئول حذف الفاظ رکیکه و هرزنامهها هستم و بقیه هم که نظرشان را می گذارند اگر هم مخالف نظر دیگری باشد حتما فکر داشته اند دیگر و تصمیم گرفته اند نظرشان را بگذارند و من چرا بخواهم آن را حذف کنم و حداکثر شاید بخواهم در پایین آن مخالفتی ابراز بکنم.
در مطلب بعدی هم که انشالا به زودی منتشر خواهد شد و حتی هم اکنون Prototype یا Blueprint !! آن هم تنظیم شده است به بحث هویت خواهیم پرداخت و در خلال آن نگاهی خواهیم داشت به اینکه منشا حساسیتها و برخی درگیریها در بین قومیتهای ایران از جمله ترک و فارس چیست و اینکه چگونه می توانیم دیدگاهی متعادل در جهت حفظ آشتی و تفاهم بین-فرهنگی به وجود آوریم.
یکی از موارد آن "افراد ترکزبان" بود.
از همان ابتدا این متن با واکنش های زیادی مواجه شد و برخی محترمانه و برعکس برخی بسیار بیادبانه از من انتقاد کردند و آن را یک توهین بزرگ به افراد آذری زبان قلمداد کردند. (برخی واکنشها و برداشتها بسیار فراتر از حد تصور بود)
من چندین بار زیر آن توضیح دادم که به خدا قصد توهین نداشتم و نمی فهمم اینکه کسی بگوید فلان چیز را دوست ندارد چگونه می تواند به آن چیز یا شخص توهین کرده باشد؟
این انتقادها مدتی بعد کمی فروکش کرد اما همچنان تا امروز افرادی با جستجو در گوگل آن متن را می یابند و با نظرات صمیمانهشان در زیر آن مطلب یا مطالب دیگر و یا از طریق ایمیل من را خجالت زده می کنند!
امروز یکبار دیگر اعلام می کنم که اشتباه کردم و از کرده خود پشیمانم، اما می دانم که این گناه نابخشودنی خواهد بود و تا روزی که آن متن را از صحنه روزگار محو نکنم این ترکش ها همچنان ادامه دارد و از پای آن اصابت میکنند، شاید روزی این عملیات حذف را انجام دادم.
حال که به اندازه کافی پشیمانی خود را ابراز کردهام بگذارید این را هم اضافه کنم که دیگر این تعبیر آن زمانم که وبلاگ خودم است و آزادم هرچه در آن خواستم بنویسم، همین که می بینم جمله ای باعث آزردگی خاطر عده ای می شود، برایم کافی است تا در حد امکان از نوشتن آن اجتناب کنم و از همه افرادی که این نوشته باعث رنجش خاطرشان شده است معذرت می خواهم.
ضمن اینکه دیگر آن تصور قبلی در مورد افراد آذریزبان را ندارم و نه تنها آنها را دوست دارم و احترام زیادی برای آنها قائل هستم، بلکه آن خطه را زادگاه افراد بیشمار فرهیخته و متمدن کشور می دانم و همینطور احساسات آنها را در مورد زبان و فرهنگ آذری که بخشی از فرهنگ غنی باستانی کشورمان است درک می کنم.
امیدوارم دیگر هرگز جمله نامناسبی ننویسم اما تصور می کنم که هرگز نمی توان با عده ای صحبت کرد و آن عده کسانی هستند که نه فکر می کنند و نه منطق دارند و نه دقت و بعد دست آخر شاکی هم می شوند!
مثلا در زیر یکی از مطالب یکی از خوانندگان در نظری اشاره کرده بود که پول من و شما را نباید به لبنان دهند و بعد یکی از خوانندگان از دسته مذکور که مخالف این نظر هم بوده، فکر کرده که این نظر را من نوشته ام و من را مورد عنایت ویژه قرار داده است. به نظر شما این شخص چند سال داشته و چگونه یک لحظه فکر نکرده که نظری که درست قبل از نظر خودش در پای مطلب درج شده است می تواند توسط شخصی دیگر ثبت شده باشد؟ کسی هم نبوده است که به او بگوید آخر نظر دیگران به من چه ربطی دارد که طرف حسابت را من قرار دادی و الخ.
در مورد مسئولیت نظرات اینجا هم بگویم که من تنها مسئول حذف الفاظ رکیکه و هرزنامهها هستم و بقیه هم که نظرشان را می گذارند اگر هم مخالف نظر دیگری باشد حتما فکر داشته اند دیگر و تصمیم گرفته اند نظرشان را بگذارند و من چرا بخواهم آن را حذف کنم و حداکثر شاید بخواهم در پایین آن مخالفتی ابراز بکنم.
در مطلب بعدی هم که انشالا به زودی منتشر خواهد شد و حتی هم اکنون Prototype یا Blueprint !! آن هم تنظیم شده است به بحث هویت خواهیم پرداخت و در خلال آن نگاهی خواهیم داشت به اینکه منشا حساسیتها و برخی درگیریها در بین قومیتهای ایران از جمله ترک و فارس چیست و اینکه چگونه می توانیم دیدگاهی متعادل در جهت حفظ آشتی و تفاهم بین-فرهنگی به وجود آوریم.