ه‍.ش. ۱۳۸۹ اسفند ۲۳, دوشنبه

مفهوم هم‌عصری، چرا اختلاف سن اهمیت ندارد؟

هم‌عصری به طور خلاصه یعنی همه کسانی که در یک زمان در حال زندگی هستند، صرفنظر از سن فیزیکی شان، هم عصر هستند و این می تواند به خودی خود یک عنصر پیوند دهنده عمیق بین آنان باشد.
همعصری از یک دید در واقع یک مفهوم بنیادی تر از همسن بودن است؛ مردم معمولا افرادی را مشابه خود می دانند و با آنها احساس نزدیکی می کنند که در گروه یکسان سنی با آنان قرار دارند که این موضوع از طرفی خوب یا عادی و از طرفی نامطلوب تلقی می شود.
 خوب و عادی از آن جهت که در سنین مختلف معمولا گرایشات، علایق و همینطور وظایف و انتظارات یکسانی برای افراد وجود دارد و از این رو نزدیک شدن افرادی که چالش ها، دغدغه ها و علایق یکسان دارند را امری عادی و همینطور سودمند برای آنها می نماید.
اما از طرفی توجه بیش از حد به مفهوم سن و هم سنی هم می تواند زیان بار باشد. چه بسیار افرادی که بسیاری فرصت های با دیگران بودن را به خاطر اختلاف سنی از دست می دهند و یا گروه های همسالانی که از پذیرفتن افراد در سنین دیگر اجتناب می ورزند و بسیاری از تجارب ارزشمند با آنان بودن را از دست می دهند. همینطور این توجه بیش از حد می تواند به عنوان فیلتری در ذهن عمل کرده که تنها اجازه ی پذیرش افراد همسال را به فرد دهد و به این ترتیب فرد به طور ناخواسته اعتماد و تکیه و یا ارتباط عمیق با بخش عمده ای از جامعه را از دست بدهد. این موضوع را می توان "فیلتر صفر یا یک سنی" و یا "فیلتر سیاه یا سفید همسنی" نامید که در آن افرادی که در سن نزدیک فرد نباشند، اساسا ترد شناخته شده و به سختی می توانند از آن فیلتر عبور کنند.
همچنین درک ما از مفهوم سن و عمر بیشتر یک درک مقایسه ای، احساسی و وابسته به تجارب شخصی است که برای توضیحات بیشتر می توانید به ضمیمه‌ی یک در پایان همین مطلب مراجعه نمایید.

هم‌عصری به طور خلاصه یعنی همه کسانی که در یک زمان در حال زندگی هستند، صرفنظر از سن فیزیکی شان، هم عصر هستند و این می تواند به خودی خود یک عنصر پیوند دهنده عمیق بین آنان باشد.
مفهوم همعصری می گوید که سن و سال در درجه اول هیچ تأثیری در شناخت و دیدن شباهت‌ها در افراد ندارد، بلکه زندگی به عنوان یک انسان در یک عصر و زمان یکسان، آنها را آنقدر شبیه به هم می کند که می توان از اختلاف سنی چشم پوشی کرد.
مفهوم همعصری می گوید که سن و سال در درجه اول هیچ تأثیری در شناخت و دیدن شباهت‌ها در افراد ندارد، بلکه زندگی به عنوان یک انسان در یک عصر و زمان یکسان، آنها را آنقدر شبیه به هم می کند که می توان از اختلاف سنی حتی به اندازه چندین دهه هم چشم پوشی کرد. برای درک بهتر موضوع می توان تصور کرد که شهاب سنگی عظیم قرار است فردا به سیاره زمین اصابت کند که در پی آن کل حیات در سیاره زمین نابود خواهد شد. در این وضعیت، واقعیتی که بیش از هر زمان دیگری تجلی خواهد کرد، شباهت بین همه‌ی انسانها است و تفاوت ها معنای امروزی خود که وزنی غیرواقعی گرفته اند را از دست خواهند داد.
واقعیت هم آن است که عمر ما آنقدر کوتاه است که اگر آن را در مقیاس بزرگتر و تاریخ زمان ببریم می بینیم که عملا محدوده ای که به عنوان عصر خود می بینیم تنها در خط زمان یک نقطه ای بیش نیست.
بشر اعصار مختلفی را تاکنون تجربه کرده است که در هر دوره ای انسانها تجربه های بسیار مشابهی داشته اند. سبک زندگی شبیه به هم، خطرات، دغدغه ها و بیماری های یکسان و همینطور درک افراد از جهان و علوم هم در هر زمانی به اندازه خود آن عصر رشد کرده بود و دانشمندان هر عصری هم حداکثر در لبه ی علوم همان عصر حرکت کرده اند. مثلا می توان به کشفیات و دستاوردهای مهم و تاریخی نیوتون و لایبنز که بخش بسیار بزرگی از آنها یکسان بودند اما به طور مجزا و در فاصله ی تنها چند سال از یکدیگر اتفاق افتادند، اشاره کرد.
پس همعصری از آنجا که افرادی که در یک عصر زندگی می کنند به طور پایه دارای شرایط، محیط، اوضاع و به طور کلی دنیای یکسانی هستند می تواند عنصر پایه برای نزدیک شدن افراد به یکدیگر قرار گرفته و موانع زاید همچون اختلاف سنی را به عنوان یک عنصر جداکننده به خودی خود به طور کامل محو کند. محو شدن این موانع ساخته ی ذهن باعث می شود تا افراد به طور پیش فرض خود را نزدیک و شبیه به هم احساس کرده و عقاید، احساسات و اندیشه های تبادل شده به عنوان محور شناخت از یکدیگر قرار بگیرد.
طبیعی است که افرادی که دارای سن نزدیک به هم هستند، به خاطر داشتن تجارب، دغدغه ها و علایق شبیه تر به هم، خود را نزدیکتر به هم احساس کنند اما حرف اصلی همعصری آن است که موضوع سن به هیچ وجه درست نمی نماید تا به عنوان عامل اصلی شناخت و نزدیکی افراد با یکدیگر و یا فیلتر کردن دیگران یا خود قرار گیرد.
چقدر خوب است که از همین امروز اگر درک ما نسبت به افراد و یا خودمان بر پایه ی سن فیزیکی است آن را کنار بزنیم تا حقایق بیشتری نسبت به خودمان و دیگران برای ما آشکار شود. چه بسیار علایق و استعدادهایی که تنها آنها را به خاطر اینکه تصور کرده ایم با سن فیزیکی مان سازگار نیستند(جوانتر یا بالغ‌تر هستند) سرکوب کرده ایم و یا افرادی که تنها به خاطر آنکه جوانتر یا پیرتر هستند، آنها را نشناخته ایم. همه ی ما هم‌عصر هستیم و تنها ممکن است چند سال یا چند دهه دیرتر یا زودتر به این دنیا آمده باشیم که آنقدر ناچیز است که قابل صرف نظر کردن است. عامل پیوند دهنده ما اندیشه ها، عقاید و احساسات ما است که برخی فیلترهای مزاحم ذهنی مانند "فیلتر سن و همسنی" ممکن است مانع آنها شوند و ما با محو کردن این فیلترها می توانیم به یک شناخت حقیقی و بهتر از خود و دیگران دست پیدا کنیم.

ضمیمه‌ی یک، درک ما از زمان و سن
درک ما از زمان و سن بیشتر یک درک مقایسه ای، احساسی و وابسته به تجارب شخصی است.
مثال از برداشت احساسی ما نسبت به زمان، آنکه ما فکر می کنیم یکسال زمان زیادی است، اما برداشت ما از دو سال و سه سال اختلاف چندانی با برداشت ما از یک سال ندارد و برداشت ما مثلا از ده سال خیلی بیشتر از برداشت ما از نه سال است، حال آنکه اختلاف آنها فقط یک سال است.
مثال از برداشت احساسی ما نسبت به سن آنکه ما اختلاف سنی افرادی جوانتر از خود را ولو آنکه زیاد باشد را چندان نمی بینیم و همینطور معمولا اختلاف سنی افرادی که چندین سال از ما بزرگترند را هم نمی بینیم، اما تنها روی اختلاف سنی افرادی که همسال با ما هستند تأکید می کنیم و اگر با یک نفر اختلاف سنی ولو دو سال داشته باشیم آن را برای خود بزرگ جلوه می دهیم. همینطور مثلا اختلاف سنی بین 19 تا 21 و 21 تا 23 هر دو دو سال است اما یکی معمولا بسیار بیشتر از دیگری به نظر می رسد. همینطور در شیوه بیان سن و سال از طریق سال تولد اگر دو نفر با فاصله یکسال اما در دهه های مختلف به دنیا آمده باشند اختلاف سنی آنها بزرگتر جلوه می کند.
همینطور درک افراد از سن وابسته به تجارب شخصی آنان است. مثلا فردی که در سن 20 سالگی ازدواج کرده است درک متفاوتی از کسی که در 30 سالگی ازدواج کرده از دهه ی 20 زندگی وجود دارد و اتفاقاتی که در سنین مختلف برای ما می افتد تأثیر زیادی در برداشت از آن سن در ما به وجود می آورد.
همچنین درک ما از سن مقایسه ای است، مثلا وقتی یک فرد 20 ساله خود را با پدربزرگ خود مقایسه می کند احساس می کند که خیلی جوان است. اما اگر همین فرد تصور می کرد که عمر او فقط 30 سال است، تصور دیگری از سن خود پیدا می کرد چون دیگر او فکر می کرد بیشتر عمر خود را سپری کرده است.
 به خاطر همین علت ها هم هست که اختلافاتی در برداشت افراد از سن، در جوامع، فرهنگ ها و اعصار مختلف وجود دارد. نمونه بارز آن در برداشت از سن ازدواج است که می تواند دارای اختلافی حتی بیش از ده سال در بین افراد باشد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

برای نظر دادن در صورتی که از قبل شناسه ای در بلاگر ندارید، می توان با انتخاب گزینه نام/آدرس اینترنتی و وارد کردن نام خود، نظرتان را درج کنید.
توجــــــــــــه:
متأسفانه قسمت نظر دادن برای کاربران داخل ایران پالایش شده است! و کاری هم از دست ما بر نمی آید و تنها راه این است که تمهیداتی از طرف کاربران داخل ایران اندیشیده شود!