ه‍.ش. ۱۳۹۰ اردیبهشت ۱۰, شنبه

عوامل کنترل، چرا به کنترل احتیاج داریم

عمل و احساس ما دائما از درون و بیرون تحت کنترل نیروهایی قرار دارند، به عنوان مثال وقتی صبح از خواب بیدار می شوید و عید نوروز است، در این هنگام احتمالا احساس شما تحت تاثیر عامل کنترل خارجی عید نوروز قرار می گیرد و این عامل ابتدا احساس شما را تحت تاثیر و سپس شروع به کنترل عملکرد شما می کند و شما خواهید دید که عمل و احساس شما بسیار مشابه با عمل و احساس استاندارد برای این روز شده است.
البته این تنها یک مثال است و می توان به مثال های دیگری از این دست از جمله روزهای هفته(مثلا احساس روز پنج شنبه یا جمعه)، روز تولد، عاشورا و غیره اشاره کرد. همچنین سایر عوامل کنترل خارجی می توانند افراد، شیء، محیط و غیره باشند که به عنوان چند نمونه از آنها می توان به معلم، پدر و مادر، پلیس، وضعیت هوا، دوستان و افراد دیگر، جو اجتماعی و غیره اشاره کرد.
در کنار عامل های کنترل بیرونی، عوامل کنترلی درونی هم قرار دارد. احساسات از جمله احساس ترس، خشم، ترحم، خجالت و غیره از جمله عوامل کنترل درونی هستند که در واقع پردازش هایی در ذهن هستند که به طور خودکار و تحت تاثیر عادات و با اشاره ی محرک هایی (triggers) (معمولا محرک های ساده بیرونی) شروع به کار می کنند و به طور ناخودآگاه رفتار و حالات ما را تحت کنترل خود در می آورند.
مثلا وقتی شما خود احساس می کنید که باید تمیز شوید و می روید دوش می گیرید این در نتیجه ی یک عامل کنترل درونی(یا درونی شده) است ولی اگر یک نفر به شما بگوید "بوی گند گرفته ای و بلند شو دوش بگیر!" این یک عامل کنترل خارجی است.
البته باید به این نکته هم توجه داشت که همیشه تقسیم بندی عوامل به دو دسته "درونی" و "بیرونی" مشکل است زیرا که در اغلب مواقع هم عوامل درونی و هم عوامل بیرونی هر دو با هم دخیلند و تفکیک سازی آنها مشکل است، با این حال می توان هر یک از این عوامل را به دو دسته مستقیم و غیرمستقیم هم تقسیم کرد(مثلا مثال عید نوروز یک عامل غیرمستقیم کنترل خارجی است) که در این مطلب چندان کاربرد نخواهد داشت.
به طور کلی هرچقدر نقش عوامل بیرونی کنترل کمتر شود، نقش عوامل درونی کنترل بیشتر می شود و برعکس. افزایش آزادی فردی* در واقع نقش بیشتر فرد در تصمیم گیری و کاهش عوامل کنترل خارجی است، اما چه اتفاقی می افتد اگر فردی قدرت کنترل درونی کافی نداشته باشد و از طرفی عوامل کنترل خارجی او هم کم شود؟
میل طبیعی ما رفاه و آسایش است و همین میل در عین حال یکی از عوامل اصلی حرکت و تحمل مشکلات در ما است. ما برای رسیدن به آرامش و آسایش سالها سخت کار می کنیم، فکر خود را به کار می اندازیم و انواع وسایل ساده و پیچیده و محیط زندگی مطلوب خود را در جهت آسایش خود می سازیم و ایجاد می کنیم.
وقتی رفاه و آسایش ما بیشتر می شود معمولا به معنای افزایش آزادی های فردی ما هم است و در پی آن هم معمولا قدرت حرکت و تحمل مشکلات ما هم رفته رفته کاهش می یابد و این یک زنگ خطر جدی است؛ زیرا که در صورتی که قدرت محرکه کافی برای جایگزینی قدرت محرکه ی قبلی(میل رسیدن به رفاه)، از درون نداشته باشیم ما را به سوی سست شدن سوق می دهد. تنبلی و سستی در انجام اموری که قصد انجام آنها را داریم نشانه ی ضعف در نیروهای کنترل درونی است.
برای درک بهتر موضوع یک کودک کلاس اول دبستان را در نظر بگیرید، او علاقه ای به مشق نوشتن که این کار را ما یک مطلوب میدانیم را ندارد و در عوض دوست دارد همیشه بازی کند. اگر عوامل کنترل خارجی(والدین و معلم) او را دائما از طریق روشهای مختلف ترغیب به مشق نوشتن نکنند، احتمالا او هیچگاه مشق نخواهد نوشت.
در زندگی واقعی هم مجموعه عوامل کنترل خارجی، در نقش همان والدین و معلم در این مثال هستند و هر کار مثبتی را که می خواهیم در زندگی خود انجام دهیم هم همان مشق نوشتن در این مثال است.
حال اگر در این مثال کودک بازیگوش پس از مدتی فهمید که مشق نوشتن کاری سودمند است، احتمالا تا مدتی بدون ترغیب دیگران مشق می نویسد، اما پس از مدتی که از بیرون ترغیب نشود رفته رفته از مشق خود کم و در عوض به بازی کردن خود اضافه می کند و بالاخره مشق نوشتن را فراموش می کند، مگر اینکه یک کودک استثنایی باشد. در افزایش آزادی های فردی هم وقتی عوامل کنترل بیرونی کم می شوند، رفته رفته میل به رفاه طلبی و سستی جای میل به سرسختی و تحمل مشکلات را می گیرند، مگر اینکه عوامل کنترل درونی قوی تری وجود داشته باشند و جلوی این اتفاق را بگیرند. از جمله این موارد می توان به نیروهای انگیزشی اشاره کرد.
در نهایت اینکه به ازای هر مقدار افزایش آزادی های فردی، مقداری متناسب هم نیروی کنترل درونی نیاز است تا تعادل ما حفظ شود. در صورتی که نیروی کنترل درونی در هر زمینه ای نداریم، بهتر است یا در آن زمینه آزادی فردی کسب نکنیم و یا در صورتی که می خواهیم آن آزادی را کسب کنیم از قبل نیروی کنترل درونی جایگزین برای آن در درون خود تجهیز کنیم، در غیر اینصورت به سمت تنبلی، تعلل و پشت گوش اندازی برای امور زندگی پیش خواهیم رفت.

* توضیح اینکه ممکن است عبارت "آزادی های فردی" معنایی چندگانه داشته باشد. آزادی فردی در اینجا یعنی اینکه فرد صرف نظر از نیروهای مستقیم کنترل بیرونی، قدرت تصمیم گیری آزاد درباره انجام یا عدم انجام کاری را داشته باشد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

برای نظر دادن در صورتی که از قبل شناسه ای در بلاگر ندارید، می توان با انتخاب گزینه نام/آدرس اینترنتی و وارد کردن نام خود، نظرتان را درج کنید.
توجــــــــــــه:
متأسفانه قسمت نظر دادن برای کاربران داخل ایران پالایش شده است! و کاری هم از دست ما بر نمی آید و تنها راه این است که تمهیداتی از طرف کاربران داخل ایران اندیشیده شود!