ه‍.ش. ۱۳۹۰ شهریور ۱۴, دوشنبه

تکان دهنده

این مطلب در واقع در واکنش به اتفاق عجیبی که بعد از نوشتن مطلب قبلی افتاد نوشته شده است. عین یکی از جمله های مطلب قبلی این است که: "چندین سال پیش برای اولین بار (و آخرین بار تاکنون) فردی را که واقعا آماده خودکشی بود را مشاهده کردم."
یادم هست که حتی آن موقع در داخل این پرانتز می خواستم بنویسم "امیدوارم برای آخرین بار برای همیشه". اما در کمال تعجب متوجه اتفاق عجیبی شدم که برایم واقعا تکان دهنده بود.
دقیقا چهار روز بعد از انتشار این مطلب بود که شنیدم یکی از دوستانم خودکشی کرده است و امروز هفتم او است. در واقع حدود سه روز قبل از نوشتن این مطلب او خودکشی کرده بود و من بدون اطلاع از این موضوع برای اولین بار در اینجا و شاید در همه جا بحثی در رابطه با خودکشی کرده بودم.
به دلیل اینکه خانه های ما به هم نزدیک بود، هر از چند گاهی همدیگر را می دیدیم. حتی چند باری او به خانه من آمده بود و به من هم تعارف کرده بود به خانه شان بروم. آخرین باری که او را دیدم تنها چند روز قبل از خودکشی اش بود. در خیابان می رفتم که او را دیدم. وضعیتش به نظرم عادی بود و چون خیلی عجله داشتم بعد از چند کلمه صحبت به سرعت از او خداحافظی کردم و دور شدم.
نحوه خودکشی او هم به شجاعانه ترین شکل ممکن بود. در خلوت اولین ساعت صبح او طنابی تهیه کرده بود و با گره زدن آن به بالای درب خانه، خود را به دار آویخته بود.
اما بگذارید چند تا از جمله های مطلب قبلی را در کنار این ماجرا بگذاریم تا ببینیم چه می شود:
"ریسک مرگ و زندگی قطعا بزرگترین ریسکی است که یک نفر می تواند انجام دهد و چون این ریسک بزرگترین ریسک است، اگر بتوانیم جرأت انجام این ریسک را در خود به وجود آوریم، پس در ضمن جرأت انجام هر ریسک دیگری را هم در خود به وجود آورده ایم."
خوب این مطلب شاید به نظر برسد که جای تأمل دارد. وقتی به زندگی آن مرحوم نگاه می کنم می بینم که اتفاقا با وجود اینکه آدم بسیار خوب و بی آزاری هم بود اما سرشار از ترس و نگرانی بود. نگرانی از شغل، آینده، درآمد، ازدواج و خیلی چیزهای دیگر. به چندین در بسته خورده بود و شرایطی داشت که انگار دائما دارد خود را می خورد. ترس ها و خجالت های بسیاری داشت و از دست زدن به خیلی از اقدام ها می هراسید. همین آدم بعد از مدتی دست به اقدامی زده است که قطعا کمتر انسانی در این کره خاکی جرأت انجام آن را دارد.
آیا با این وجود جمله بالا نقض نمی شود؟ آیا اینکه فردی برای فرار از ترسها دست به اقدامی بزند که به تعبیر جمله بالا اگر کسی جرأت آن را (مرگ) داشته باشد پس جرأت انجام هر کار دیگری را هم دارد، آیا این جمله نقض نمی شود؟
چند جمله دیگر از مطلب قبلی را مرور می کنیم:
"اگر ما از ترسناک ترین چیز زندگی، بدترین ختم متصور برای همه ی امور، ترس نداشته باشیم، پس چه چیز دیگری وجود دارد که بتواند ما را بترساند؟ جواب هیچ چیز است. وقتی به این درجه رسیده باشید یعنی اینکه آماده اید اگر لازم باشد همین الان چاقو را محکم در قلبتان فرو کنید و یا سرتان را روی ریل قطار ببندید تا قطار از روی آن رد شود و یا هر کار دیگر. رسیدن به این درجه اگرچه دشوار و زمانبر است، اما کاملا شدنی است."
فکر می کنم این نقل قول تا حد خوبی تفاوت بین این دو را نشان دهد. در واقع شرایطی که در این نقل قول از آن صحبت می شود احساسی است که فرد در همان لحظه خودکشی و شاید چند دقیقه قبل از آن که تصمیمش کاملا قطعی است دارد، باشد. تا قبل از این لحظات فرد خودکشی کننده احتمالا بیشتر به فکر اقدامی است که می تواند تنها با تحمل چند دقیقه سختی برای همیشه از دست ترس ها و سختی ها راحت و آسوده شود. او هنوز در شک برای انجام این اقدام و درگیر گرفتاری های این دنیا است و خود را در دام آنها می بیند، اما در لحظات قطعی خودکشی خود را کاملا آزاد شده از این گرفتاری ها می بینید و منظور از آن جمله هم دقیقا چنین شرایطی است.
در واقع تلاش ما بهتر است این باشد تا به چنین درکی از زندگی برسیم، در آن صورت است که ترس دیگر معنای معمول خود را از دست خواهد داد. این اتفاق باعث شد تا به برداشت عمیق تری از آنچه در مطلب قبل گفته شده بود برسیم.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

برای نظر دادن در صورتی که از قبل شناسه ای در بلاگر ندارید، می توان با انتخاب گزینه نام/آدرس اینترنتی و وارد کردن نام خود، نظرتان را درج کنید.
توجــــــــــــه:
متأسفانه قسمت نظر دادن برای کاربران داخل ایران پالایش شده است! و کاری هم از دست ما بر نمی آید و تنها راه این است که تمهیداتی از طرف کاربران داخل ایران اندیشیده شود!