ه‍.ش. ۱۳۹۱ فروردین ۱۲, شنبه

تلویزیون دانشگاه نیست!

تلویزیون در کشور ما در انحصار "سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی" است و بعلاوه رویکرد آن به وضوح مورد قبول بخشی از جامعه(بزرگ یا کوچک) نیست. این نارضایتی در مورد رویکرد تلویزیون را می توان حتی با مشاهده خود برنامه های تلویزیون احساس کرد که با افت کیفیت برنامه های آن در بسیاری از بخشها مواجه شده است که ناشی از عدم تأمین نیازهای تولید کنندگان و چهارچوب محدود برای تولید برنامه های تلویزیونی است.
بسیاری معتقدند که برای تلویزیون در کشور ما در حال حاضر تنها نام ملی باقی مانده است و رویکرد آن از انتظارات گسترده مردم فاصله گرفته است و یا به تدریج به جهتی خاص کشیده شده است که تنها مورد پسند بخشی(بزرگ یا کوچک) از جامعه است.

اما اشکال تلویزیون ما در چیست؟ ضعف مدیریتی آن در کجاست؟
در واقع تلویزیون ما به خودی خود اشکالی ندارد و بلکه وظیفه خود را از طریق بخشنامه ها به درستی انجام می دهد. اشکال اساسی را می توان در ساختار سازمانی صدا و سیما و قانون اساسی کشور جستجو کرد که به رادیو و تلویزیون تنها به عنوان ابزاری در دست حکومت اسلامی نگاه می کند.
این طرز تفکر بیشتر در سالهای پایانی رژیم شاه و بخصوص در آستانه پیروزی انقلاب شکل گرفت که در آن زمان پیوستن ارتش و صدا و سیما به انقلاب، برابر با سقوط رژیم شاه تلقی می شد و این تصور با توجه به امکانات ارتباطی آن زمان که رادیو و تلویزیون از معدود ابزارهای ارتباطی و کسب اخبار بودند تا حدود زیادی درست تصور می شود اما مسئله این است که این تصور با همان قدرت و صلابت وارد متن قانون اساسی شد و همچنان تا به امروز پای برجا مانده است.
این دیدگاه آنقدر پررنگ بوده و باقی مانده است که مسئولان امر و حتی توده هایی از مردم معتقدند که تلویزیون موظف است همیشه در چهارچوب مشخص و برنامه ریزی شده حرکت کند، برنامه های آن همواره در جهت رشد و اعتلای فرهنگ و ارزشهای اسلامی و ایرانی باشد و هر چیزی خارج از آن تخلف تلقی شده و باید فــــیلـتر گردند.
اگر اهل پیگیری اخبار باشید حتما به دفعات به اخباری برخورد کرده اید که فلان مسئول یا کارشناس نسبت به برنامه یا سریالی انقاد کرده است و مثلا می گوید: "پوشش فلان مجری یا مهمان شایسته نبود" یا "از حرکات و حرفهای جلف گونه استفاده کرد"، "این سریال باعث تبلیغ تجملات شده است"، "بازیگران زن چرا در جهت تبلیغ حجاب برتر از چادر ملی استفاده نمی کنند"، "سخنان فلان مهمان در برنامه تلویزیون از خط قرمزها عبور کرد"، "چرا برنامه های مذهبی کم شده است، چرا زیاد شده است" و ...
وجه مشترک همه ی این اظهار نظرها این است که این افراد همگی معتقندند که تلویزیون تنها نهادی حکومتی با بودجه دولتی در خدمت تبلیغ ارزشهایی در چهارچوب مشخص است(حتی با وجود ملی و انحصاری بودن اینگونه نیست) و در هر جایی که این موارد رعایت نمی شود، در حال هدر دادن بودجه دولتی است و مرتکب تخلف شده است.

اشکال این تصور این است که به این نکته توجه نمی کنند که کارکرد اصلی تلویزیون تک منظوره یا چند منظوره نیست و قابلیت های آن تنها به ارزش سازی، فرهنگ سازی و غیره محدود نمی شود. تلویزیون فرای اینها دارای کارکردهای اصلی چون خبرپراکنی، سرگرمی، دانش پراکنی، تبادل فرهنگی، وقت تلف کنی، ایجاد احساس خوب یا بد، ایجاد حس آرامش یا تنش، ایجاد تنوع و نشاط و بسیاری کارکردهای اصلی و فرعی دیگر است و اینگونه نیست که بگوییم هدف اصلی آن مثلا ارزش سازی انقلابی است و بقیه چیزها تنها در جهت و به دنبال آن قابل اعتنا هستند.
این دیدگاه درباره کارکردهای همه منظوره تلویزیون تا حدی توسط بسیاری از مدیران و برنامه سازان تلویزیون دنبال می شود اما برای بسیاری از کارشناسان و صاحب نظران به خصوص دینی قابل درک نیست و همچنان آنها دیدگاهی خشک و یکجانبه نسبت به تلویزیون، سینما و هرچیزی مشابه آن، در سر دارند و بر آن اصرار می ورزند.

تلویزیون دانشگاه نیست، حتی شعبه ای از آن هم نیست و دانشگاهها در جایگاه خود در سراسر کشور فعال هستند. تلویزیون، تلویزیون است با همه ی کارکردهای آن. کسی مخالف آن نیست که کانالهایی دولتی و حکومتی وجود داشته باشد که در آن مواضع و اخبار دولتی و حکومتی پوشش داده شود. فرهنگ و ارزشهای انقلاب اسلامی در این کانالها ترویج شوند و هر انتظاری که در قانون اساسی از تلویزیون ملی می رود در این کانالها جامه ی عمل پوشانیده شود.
اما ما تلویزیون و رادیو را که ابزاری با ماهیت همه منظوره هستند را به کلی محدود کرده ایم. از آن تعریفی با عنوان "رسانه ملی" در چهارچوب محدود و کنترل شده در سطح بالا و ارشد حکومتی در آورده ایم که مستقیما توسط آن کنترل و نظارت می شود و بقیه کارکردهایی را که این ابزار در چهارچوبی آزادتر می تواند داشته باشد را از بین برده ایم.
تا وقتی که تعریف تلویزیون همان تعریف ارائه شده ی "رسانه ملی" است نباید انتظار داشته باشیم که تلویزیون به بنگاهی اقتصادی و سودده که همواره پتانسیل بزرگی برای آن داشته است، تبدیل شود. بودجه ها در آن تزریق می شوند و چون همه چیز بخشنامه ای است، در آن انگیزه و رقابتی نیست، هدر می روند و کیفیت برنامه ها هم تغییر چندانی نمی کند. اختلاف نظرها باقی می ماند چون هر کسی انتظار خود را از رسانه ملی دارد و ما تنها یک رسانه ملی داریم  و کانالهای متنوع و مستقل تلویزیونی وجود ندارد تا هر کس کانالی متناسب با سلیقه و دیدگاه خود برای نگاه کردن و یا کار کردن انتخاب کند.  
رسانه ملی منفرد با هر مدیریتی هرگز نخواهد توانست همه ی دیدگاهها و سلایق را پوشش دهد، آزادی عمل ندارد چون تعریف آن ملی است و اجازه ندارد موضعی خلاف ملی بگیرد. حتی در خیلی از مواقع جرأت تغییر موضع هم ندارد، چون همه از آن انتظار دارند و با هر تغییر موضعی صدای عده ای در خواهد آمد. چنین رسانه ای هرگز پویا و زنده باقی نخواهد ماند و در دراز مدت با گرفتار شدن در دام فرسایش و یکنواختی در انجام وظایف اولیه خود هم ناتوان و غیرمؤثر خواهد بود. از آنجا که نیازها متنوع است و همواره تغییر می کند، رسانه ای که با بخشنامه کار می کند و آزادی عمل ندارد، هرگز انعطاف پذیری و قابلیت تغییر همسنگ با نیازهای پویای جامعه را ندارد و با پیدا کردن هر جانشینی توسط مردم، رفته رفته کنار گذاشته می شود.

دیدگاهی که تعریف "رسانه ملی" را به وجود آورده همچنان با قدرت زنده است. امروزه اینترنت بسیاری از کارکردهای تلویزیون را بر عهده گرفته و حتی در مواردی از آن پیشی گرفته است. اگر تفکر "رسانه ملی" که سـانســــور کردن و محدود کردن در طی سالها تبدیل به یکی از چند عملکرد اصلی آن شده است و باقی ماندن به عنوان "رسانه ملی تنها" یا "رسانه ملی یکتا" که همواره دنبال شده است، بخواهد ادامه پیدا کند، باید شاهد تلاش برای محدود کردن ابزار آزاد اینترنت در چهارچوب "رسانه ملی" باشیم. اتفاقی که با آغاز موج گسترده ســـانســــور سایتها شروع شد و با ایجاد "مرکز عــملیاتی مدیـریت حوزه مــجازی کشور" و همچنین بحث پرتنش "اینترانت ملی" در سال 1390 شدت گرفت و در این میان تنها چیزی به نام "رسانه ملی" باقی می ماند که با نگاهی به عملکردها می توان نتیجه گرفت که "رسانه ملی" چیزی است که همیشه سعی دارد ابزارهای ارتباط جمعی جدید مانند رادیو، تلویزیون، اینترنت و هر آنچه که با کارکرد مشابه در آینده می آید را تحت کنترل و اختیار خود گرفته و با ملی(انحصاری) کردن آن امکان استفاده آزاد(در چهارچوب قانون) از آن را گرفته تا به طور کلی آن را در خدمت اهداف مطلوب خود قرار دهد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

برای نظر دادن در صورتی که از قبل شناسه ای در بلاگر ندارید، می توان با انتخاب گزینه نام/آدرس اینترنتی و وارد کردن نام خود، نظرتان را درج کنید.
توجــــــــــــه:
متأسفانه قسمت نظر دادن برای کاربران داخل ایران پالایش شده است! و کاری هم از دست ما بر نمی آید و تنها راه این است که تمهیداتی از طرف کاربران داخل ایران اندیشیده شود!